the journalist

ژورنالیست

طنز

 

یادداشت های وزیر بیت رهبری (11)

امین ا... رهبر

زنده باد قدرت مقام معظم رهبری!

  

درباره نام سال جدید چند نام را که یادداشت کرده بودم به عرض رساندم. مقام معظم رهبری از «سال اصلاح الگوی مصرف» خیلی خیلی خوششان آمد. فرمودند هم «اصلاح» دارد که شعار انتخابات ماست و هم «الگو» که جامعه اسلامی ما الگوی همه جهان است و هم اینکه «مصرف» دارد که نشان می دهد امت اسلامی ما آنقدر زیاد مصرف کند که باید آن را اصلاح کرد.

 

بسمه تعالی

شنبه 9 ربیع الاول (17 اسفند و 7 مارس)

امروز وقتی نامه پوتین را فرستادم مستقیم به بیت رهبری رفتم. حال مقام معظم رهبری زیاد خوش نبود. از وزرای خارجه روسیه و آمریکا دلشوره داشتند. فرمودند چرا اینها وقتی همدیگر را ملاقات می  کنند هی راجع به ما حرف می زنند؟ مگر خودشان با هم مشکل و مسئله ندارند؟ عرض کردم شما خیالتان راحت باشد. مشکل و مسئله آنها ما هستیم که حل اش در دست خود ماست. مقام معظم رهبری خندیدند و فرمودند تو درست می گویی. از توطئه قدرت های استکباری نباید غافل بود. دیگر حرف زیادی در این مورد نفرمودند و من گزارش های معمول را عرض کردم.

 

بسمه تعالی

یکشنبه 10 ربیع الاول (18 اسفند و 8 مارس)

مقام معظم رهبری مرا صبح زود احضار فرمودند. برادران کیهانی خبر داده بودند که آقای هاشمی رفسنجانی در بازگشت از سفر عتبات عالیه از اوضاع عراق خیلی ابراز رضایت کرده است. مقام معظم رهبری فرمودند در اولین فرصت به گوش آقای رفسنجانی برسانم که بیش از حد درباره وضعیت عراق بیانات نفرمایند. فرمودند یک جوری که ناراحت نشود به او حالی کن اینطور تعریف کردن از اشغال کشور برادر و مسلمانمان هیچ راهی برای آمریکا به ایران اسلامی ما باز نمی کند. به ایشان بفهمان اگر قرار به تعریف از امنیت عراق باشد که خود ما بهتر از هر کسی می دانیم چقدر امن است و چقدر نا امن است!

بعد فرمودند حتما به برادرانی که همراه ایشان بودند بگویید زودتر گزارش هایشان را به دست ما برسانند. اطاعت کردم و عرض کردم انشاء الله حضرت عالی هم شرفیاب می شوید. با بغض فرمودند انشاء الله و تعالی. وقتی مرخص می شدم دوباره راجع به نامگذاری سال جدید یادآوری فرمودند که جوانب اقدامات و پیشرفت های عظیمی را که انجام شده است خوب بررسی کنم. عرض کردم سرکار مادر آقا مجتبی را وقتی می آمدم دیدم و به من اعتراض کردند چرا این قدر کار می کنید؟ مقام معظم رهبری خندیدند و فرمودند ایشان اطلاعی از کار مملکت و اسلام ندارند و نمی دانند این همه کار هنوز خیلی کم است. بعد انگار که یادشان افتاده باشد فرمودند این چه اخباری بود که در مورد روز زن و از این مزخرفات منتشر شد؟ موضوع را به شعر برگذار کرده و عرض کردم:

درخت مکر زن صد ریشه دارد

فلک از مکر زن اندیشه دارد

خندیدند و دیگر چیزی نفرمودند.

 

بسمه تعالی

دوشنبه 11 ربیغ الاول (19 اسفند و 9 مارس)

آقای خاتمی رفته اند بوشهر و مقام معظم رهبری می خواستند بدانند ایشان در بوشهر چه می خواهند. عرض کردم نمی دانم. فرمودند تو فکر می کنی آقای خاتمی تا آخر بماند و جا نزند؟ عرض کردم نمی دانم. فرمودند شنیدم اینور و آنور حرف زیادی می زند و انکار می کند که تدارکاتچی ما بوده است؟ عرض کردم نمی دانم. فرمودند اگر آقای موسوی بماند، ایشان می رود؟ عرض کردم نمی دانم. مقام معظم رهبری خندیدند و فرمودند امروز حبّ «نمی دانم» خوردی؟ واقعا نمی دانی یا سر به سر ما می گذاری و از «محافظه کاران» شدی؟ عرض کردم این سفرهای انتخاباتی را زیاد جدی نگیرید. حرف زیاد زده می شود. فرمودند تو هم که همه چیز را می گویی جدی نگیرید! پس چی را جدی بگیریم؟ عرض کردم مقام معظم رهبری را که خداوند یک بار به امت اسلامی ما اعطا کرده است باید جدی گرفت که امروز همه دنیا غبطه امت ما را می خورند و آرزو می کنند کاش در ایران اسلامی ما به دنیا می آمدند و بزرگ می شدند. فرمودند واقعا که انقلاب عجیبی کردیم. دنیا را به هم ریختیم و هنوز هم خودمان باورمان نمی شود.

از خبرهای مهم جهان یک اقدام انتحاری در بغداد بود که چند نفر کشته شدند. البته خبر مهمی نبود. ولی چون از مؤمنان شیعیان کشته شدند، مقام معظم رهبری هم برای ارواح آنها و هم برای روح آن شهید انتحاری که به درگاه الهی شرفیاب می شود، دعا فرمودند.

 

بسمه تعالی

سه شنبه 12 ربیع الاول تا یکشنبه 24 ربیع الاول (20 اسفند و 10 مارس تا 2 فروردین 1388 و 22 مارس)

ما که نه تعطیلی داریم نه مرخصی استعلاجی نه هیچ کوفت و زهرمار دیگری.  خیر این نوروز و تعطیلی اش هم به ما نرسید. اگر در این روزنامه ها هم کار می کردیم، حداقل یک هفته ای در خبر و مبر را می بستیم و می رفتیم پی کارمان. ولی بیت رهبری و مقام وزارت رهبری شب و روز و تعطیلی ندارد. مقام معظم رهبری از یک ماه پیش فرموده بودند به فکر پیام نوروزی شان باشم. عرض کردم حتما می خواهید دوباره دنیا را منقلب بفرمایید. فرمودند چاره ای نیست. به محض آنکه دست مؤمن برسد باید در تحقق منافع اسلام اقدام کند.

این شد که این دو هفته هر شب یک ساعت هم وقت پیدا نکردم تا این یادداشت ها را بنویسم. حالا هم باید با مراجعه به حافظه ای که با این سن و سال زیاد یاری نمی کند خبرهای مهم را بنویسم تا در تاریخ اسلامی ما بماند که چه زحمت ها برای این مملکت اسلامی کشیده شد و مقام معظم رهبری که ماشاء الله خیلی خیلی تحمل دارند و چقدر برای این امت زحمت می کشند. نوشتن اینها وظیفه من است و اعتقاد من است که تاریخ باید بعدها در این باره قضاوت بکند.

درباره نام سال جدید به فکرم رسید که پیرار سال که سال «وحدت ملی و انسجام اسلامی» بود و امسال هم سال «نوآوری و شکوفایی» پس بعد از این همه پیشرفت های عظیم باید فکری کرد که این امت واحد با انسجام اسلامی که از مواهب نوآوری و شکوفایی برخوردار می شود، چطور این همه مواهب را مصرف کند. نظرم را به عرض مقام معظم رهبری رساندم. خیلی استقبال فرمودند و گفتند حق با توست. این امت اسلامی باید یاد بگیرد چطور این مواهب را مصرف کند و به اسراف نیفتد. من که چند نام را یادداشت کرده بودم به عرض رساندم: سال مبارزه با اسراف، سال مصرف خودکفا، سال اصلاح الگوی مصرف، سال مصرف صالحه و چند نام دیگر. مقام معظم رهبری از «سال اصلاح الگوی مصرف» خیلی خیلی خوششان آمد. فرمودند هم «اصلاح» دارد که شعار انتخابات ماست، و هم «الگو» که همه چیز ما باید الگو باشد و جامعه اسلامی ما الگوی همه جهان است و هم اینکه «مصرف» دارد که نشان می دهد امت اسلامی ما آنقدر زیاد مصرف می کند که باید آن را اصلاح کرد. دیدم مقام معظم رهبری بهتر از خود من استدلال فرمودند و قرار شد همان را به روزنامه ها و صدا و سیما بدهیم تا امت اسلامی را در راه اصلاح الگوی مصرف هدایت کنند. خدا را هزار مرتبه شکر، یک بار سنگین از روی دوشم برداشته شد تا سال دیگر که دوباره باید به فکر یک اسم دیگر باشم. فقط انشاءالله مقام معظم رهبری در این گیر و دار یاد پرانتزشان نیفتند و چیزی نپرسند که تا حالا هیچی به فکرم نرسیده که چه چیزی باید در پرانتز مقام معظم رهبری آورد.

بقیه روزها به تدارک نیروهای امنیتی و انتظامی برای مقابله با خرابکاری های روز چهارشنبه سوری گذشت. این روز هم از عقاید خرافی ایرانیان گبر از دوران باستان است که روی دست ما مانده است و تا حالا هر کار کردیم نتوانستیم مانع آن شویم و تازه هر سال هم بدتر شد. ائمه جمعه هم هر چه در مورد عقاید خرافی مانند نوروز و سیزده بدر و شب یلدا ارشاد می فرمایند، هیچ ثمری ندارد و یک مشت مردم بی دین هیچ اعتنایی نمی کنند. به همین دلیل هم مصلحت را در این دیدیم تا به ریشه های اسلامی این روزها رجوع کنیم و خرافات باستانی را از آنها بزداییم. مقام معظم رهبری از این امر خیلی استقبال فرمودند و گفتند اگر نوروز نباشد پس ما کی پیام بدهیم؟ ماشاء الله ماشاء الله به این دید وسیع و این استدلال. تازه روزی که حسین اوباما پیام داد فهمیدم منظور مقام معظم رهبری نه پیام خودشان بلکه پیام آمریکاییان بوده که اگر نوروز نباشد پس آنها کی پیام بدهند و در برابر مقام معظم رهبری و جمهوری اسلامی ایران سر تعظیم فرود بیاورند؟

یک خبر خیلی مهم که هر چیز هم یادم برود، این یکی حتما یادم نمی رود این بود که آقای خاتمی از نامزدی خود صرف نظر کردند. مقام معظم رهبری اول خیلی ناراحت شدند. فرمودند اینکه خیلی زود بود و هیچ کمکی به شادابی و نشاط انتخابات ما نکرد. عرض کردم آقای خاتمی قرار بود نامزد اقلیت باشد. چون اقلیت باید حق حیات و حق حرف زدن داشته باشد و امید داشته باشد که روزی دولت را در دست می گیرد. فرمودند ولی آنچه ما الان از اقلیت می خواهیم این است که رل خودش را بازی کند. عرض کردم ولی آخر اقلیتی که سه تا نامزد داشته باشد که نمی شود، هم خاتمی، هم موسوی و هم کروبی. فرمودند دور قبل هم همینطور بود و دیدید که شد! عرض کردم آقای خاتمی از اول هم مرد این کار نبود. فرمودند مرد کدام کار؟ تو هم طوری حرف می زنی که انگار واقعا قرار بود کاری بکند. چند ماه نامزد بودن و دو تا سخنرانی کردن که این همه ادا و اطوار نداشت. حالا باید آقایان موسوی و کروبی شادابی و نشاط انتخابات ما را تأمین کنند. مقام معظم رهبری از شوق انتخابات خواب به چشم ندارند. انگار قرار است مقام مبارک خودشان را به انتخاب بگذارند.

یک روز هم کارداران سفارت های کشورهای اروپایی پیش من آمدند. ناهار مهمان بودند. بعد از آنکه غذا تناول شد، من به صراحت گفتم که من می دانم به یک ولی فقیه قدرتمند خدمت می کنم که شما او را دیکتاتور می دانید. این مطلب را هم پنهان نمی کنم. چیزی که هست خودم می دانم که این ولی فقیه به نظر شما دیکتاتور، جز خدمت به امت اسلامی و کشور اسلامی ما هیچ نظری ندارد و واقعا خودش را وقف کشور کرده است. اگر ما وضع ترکیه و عراق و افغانستان را می داشتیم که تقلید دمکراسی می کنند، خوب بود؟ هیچ کدام حرفی نزدند و به نظرم آمد که مرا تأیید کردند.

امروز وقتی حضور رسیدم همان اول عرض کردم سیمای بی بی سی تفسیر مفصلی راجع به تغییرات در دنیا می داد از جمله درباره چین و هند که باید جمعیت آنها را سیر کرد. درباره ایران اسلامی هم می گفت که با قدرت نظامی و اقتصادی که به دست آورده در خاور میانه اول شده است و با این رشد اقتصادی بی نظیر و این قدرت نظامی در منطقه بی نظیر است. مقام معظم رهبری از این مطلب خیلی خوشحال شدند و فرمودند وقتی روی پای خودمان بایستیم و برنامه اتمی را به پایان برسانیم، بالاخره دنیا ناچار می شود این توجه را به ما بکند و ما را به عنوان قدرت اول منطقه بپذیرد.

من عرض کردم ولی هنوز نقایص زیاد است. مقام معظم رهبری فرمودند چه نقایصی؟ عرض کردم خرابی ادارات دولتی و عدم رضایت مردم و... مثل این که مقام معظم رهبری از این حرف من خوشحال نشدند. با آن که از عرض اول من از سیمای بی بی سی خیلی خیلی خوششان آمده بود. من مثل گاو شیرده هستم که اول یک ظرف شیر می دهم، بعد لگد می زنم، می اندازم! ولی وظیفه خدمتگذاری و صمیمیت من همین است که حقیقت را به عرض مقام معظم رهبری برسانم.

حیف که همسر گرامی امام (ره) در این گیر و دار رحلت فرمودند و ما به موجب ارتحال ایشان مجبور شدیم در مراسم تدفین مبارک ایشان شرکت کنیم. مقام معظم رهبری اصرار فرمودند که در این مراسم شرکت بفرمایند و به این ترتیب سفر مشهد ما که از مدتها پیش در خفا برنامه ریزی شده بود با رحلت همسر امام (ره) تلخ شد.

مهمترین خبر خارجی و داخلی همه این مدت، همانطور که شما خواننده عزیز حدس می زنید، پیام حسین اوباما به مقام معظم رهبری بود. البته رییس جمهور آمریکا اسمی هم از مردم ایران برد ولی در بیت رهبری غوغا بود که بالاخره این قدرت استکباری و جنایتکار هم مجبور شد نظام جمهوری اسلامی ما را به رسمیت بشناسد و هم با سرافکندگی به مقام معظم رهبری پیام بدهد که ما می خواهیم با شما دوست بشویم. البته مقام معظم رهبری فرمودند زیادی هول نکنید! خودشان هم در سخنانشان بعد از مشورت هایی که کردیم، فرمودند هنوز  این ها کافی نیست و آمریکای جنایتکار باید لحن صحبت کردن خودش را تغییر بدهد و ما را تروریست صدا نکند و به ما تهمت نزند که به دنبال بمب اتمی هستیم.

خدا را هزار هزار مرتبه شکر اینطوری که پیش می رود این آمریکای جنایتکار به زودی هم از حماس و حزب الله پشتیبانی خواهد کرد و هم خودش برای راه اندازی نیروگاه بوشهر جای این روسهای بی بخار را که تا حالا همه اش ما را دوشیدند خواهد گرفت. پیروزی خلق فلسطین به لطف پروردگار یکتا نزدیک است.

مقام معظم رهبری این جمعه را که عید و نماز جمعه با هم بود، آنقدر فعالیت فرمودند که آخر وقت فرمودند راستی چرا ما این قدر وقت کم داریم که جمعه هم باید کار کنیم؟ عرض کردم ماشاءالله از بس مقام معظم رهبری کار می کنید یادتان رفته است که امروز روز عید است و نظام مقدس ما سی ساله می شود و برای اینکه خاطر مبارک را کمی خوش کنم از خطبه های آقای امامی کاشانی در نماز جمعه پایتخت اسلامی مان عرض کردم که گفته اند: باید بدانیم که دو اصل مهم یعنی ولایت و رهبری و نیز اطاعت مردم از ولایت عوامل اصلی همه موفقیت ها هستند. هر گونه تشتت و تضعیف رهبری و نظام به معنای برگشتن به دوران گذشته است. مقام معظم رهبری از این حرفها خیلی خیلی خوشحال شدند و فوت همسر امام (ره) یادشان رفت. ولی من از این کاسه لیسی امامی کاشانی خیلی لجم گرفت. شاید هم کاسه لیس نباشد. کسی چه می داند؟ ولی من اینها را می شناسم که به قول شاعر:

تغاری بشکند ماستی بریزد

جهان گردد به کام کاسه لیسان

مقام معظم رهبری واقعا مدبر تشریف دارند ولی گاهی به این کاسه لیسی ها خیلی التفات نشان می دهند. به من امر فرمودند از خجالت آقای امامی کاشانی در بیایم. بعد فرمودند دیدی در مشهد چه جواب دندان شکنی به رییس جمهور آمریکا دادم؟ خدا به مقام معظم رهبری عمر بدهد که تمام عمر و زندگی خود را وقف این امت اسلامی و این کشور اسلامی کرده است. به طوری در مورد رابطه با آمریکا قاطع صحبت فرمودند که من گمان می کنم همه حسابشان را کردند. مقام معظم رهبری در این نطق اولا احساسات امت اسلامی را برانگیختند، ثانیا به برادران ما در فلسطین و لبنان شخصیت دادند، ثالثا مطلب اتم را اعلام کردند، رابعا مخالفان را کوبیدند، خامسا صهیونیست ها را کوبیدند. امت اسلامی با تکبیر این سخنان را تأیید کرد. عجیب است درک این امت اسلامی از قضایا! من تعجب دارم از این همه هوش و ادراک که خدای متعال به این امت داده است. بی سوادش هم فهم دارد!

حالا که ساعت ده شب است و من در منزل این یادداشت ها را می نویسم، از سیمای بی بی سی شنیدم که برادر خالد مشعل از لحن اوباما استقبال کرده است. من عقیده ام بر این است که مقام معظم رهبری با کمال تدبیر و درایت و  خونسردی و محاسبه و منطق اسلامی دارد کشور اسلامی ما را از تمام قید و بندهای سیاست های خارجی آزاد می سازد. افسوس من بر این است که با یک مشت افراد نوکرمآب که  معلوم نیست سرشان به کجا بند است، چطور توفیق کامل خواهد یافت. من که حاضرم جانم را برای پیشبرد مقاصد مقام معظم رهبری و برای خودش فدا کنم و به خودم به قدر یک ثانیه هم تردید راه نخواهم داد و نمی دهم. مرحوم پدرم هم می گفت که مطمئن بود چند ماه آخر رهبری امام (ره) به طور قطع هیچ سیاست خارجی در ایشان مؤثر نبود و همین مسئله موجب علاقه خارق العاده مرحوم پدرم به مرحوم امام (ره) شده بود به طوری که درست سه ماه بعد از رحلت امام (ره) پدرم هم با سکته قلبی درگذشت.

الان که به اینجا رسیدم، خبری رسیده است که ما قطعا قصد مذاکره با مقام معظم رهبری را داریم. مذاکرات را به هیچ وجه قطع نمی کنیم و امیدواریم به توافق برسیم. زنده باد قدرت مقام معظم رهبری! خبر را همین الان تلفنی به عرض مقام معظم رهبری رساندم و می روم که با خیال راحت بخوابم.

 

--------------------------------------------------------------

یادداشت های هفته آینده را شنبه آینده خواهید خواند.

مقدمه

 

| © 2009 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |