|
|
|
مقاله |
رفراندوم مجلس هفتمالاهه بقراط
بحث رفراندوم در دوره به اصطلاح اصلاحات به میان آمد و هر کسی از ظن خود یارش شد ولی هرگز کسی چهره و قامت این یار را تصویر نکرد. دلیلش هم معلوم بود: از رفراندوم همانگونه که در همه فرهنگهای استبدادی رایج است همواره به عنوان ابزار استفاده می شود و نه واقعا به عنوان «همه پرسی» از مردم و تحقق نظرات آنان. مبهم گویی در سیاست به ویژه هنگامی که رسانه های همگانی آزاد نیستند، می تواند نیروهای سیاسی و اجتماعی را جابجا کند. بحث «رفراندوم» در میان اصلاح طلبان حکومتی نیز همین کارآیی را داشت تا اینکه با طرح مسائلی مانند برگزاری «رفراندوم» در مورد رابطه با آمریکا و یا امضای پروتکل الحاقی، لوث گشت و فعلا نیز حرفی از آن نیست. مخالفان حکومت اسلامی اما با طرح «رفراندوم» همانا تعویض رژیم را در نظر دارند. آنان امیدوارند که با برگزاری یک همه پرسی مردم به رژیم قاطعانه «نه» بگویند و رژیم هم دست و بالش را جمع کند و برود! ولی اینان نیز نمی گویند این رفرنداوم کجا و چگونه باید برگزار شود؟ در جمهوری اسلامی؟ مگر ممکن است؟! بعد از جمهوری اسلامی؟ دیگر چه نیازی به رفراندوم هست؟!
دور باطل به نظر ما موافقان و مخالفان رژیم، هر دو، در مورد رفراندوم مورد نظرشان اشتباه می کنند زیرا امکان برگزاری آن در جمهوری اسلامی وجود ندارد. اول اینکه هیچ رژیمی برای بود و نبود خودش رفراندوم برگزار نمی کند. دوم، قانون اساسی این رژیم راه را بر هر گونه تغییر و تحولی در ساختار سیاسی آن بسته است. اصل یکصد و هفتاد و هفتم که در قانون اساسی اولیه نبود و ده سال پس از تصویب قانون اساسی در تاریخ بیستم تیرماه 1368 توسط شورای بازنگری تحت فصل چهاردهم به قانون اساسی اضافه شد مقرر می دارد: «محتوای اصول مربوط به اسلامی بودن نظام و ابتنای کلیه قوانین و مقررات بر اساس موازین اسلامی و پایه های ایمانی و اهداف جمهوری اسلامی ایران و جمهوری بودن حکومت و ولایت امر و امامت امت و نیز اداره کشور با اتکاء به آراء عمومی و دین وو مذهب رسمی ایران تغییر ناپذیر است». یعنی طبق قانون اساسی تغییر قانون اساسی ناممکن است! شورای نگهبان نیز به منظور حفظ اصول قانون اساسی همچون اژدها آن بالا نشسته است. به راستی نیز همه تصمیمات شورای نگهبان در رد طرحها و لوایح مصوبه مجلس کاملا قانونی و منطبق بر شرع اسلام است. آنها وظیفه شان را به درستی انجام می دهند و ایرادی بر آنان وارد نیست. مشکل در خود «وظیفه» است! از آنجا که هرگونه تغییر و تحولی در جمهوری اسلامی بدون تغییر قانون اساسی ناممکن است به دور باطلی می افتیم که هرگز به جایی نخواهد رسید. به همین دلیل نتیجه مجلس هفتم اصلا مهم نیست. مهم نیست که شمار محافظه کاران در مجلس بیشتر باشد یا به اصطلاح اصلاح طلبان. مگر مجلس ششم با اکثریت «اصلاح طلبان» خود چه گلی توانست به سر این ملت بزند که حالا مجلس هفتم را هم قبضه بکنند یا نکنند؟! اگر اکثریت مجلس به دست محافظه کاران بیفتد تنها اختلافی که نسبت به مجلس ششم خواهد داشت این است که فاصله مصوبه های مجلس و تأیید شورای نگهبان کوتاه و حتا از میان برداشته خواهد شد! دیگر مجلس تصویب نمی کند تا شورای نگهبان رد کند! به راستی نیز اگر قرار باشد که در عمل شورای نگهبان قانونگزاری کند، چرا باید اصلا چیزی را تصویب کرد که رد شود و مردم را چند ماهی به مسائل بیهوده سرگرم نمود؟! ناگفته نماند که بخشی از «اصلاح طلبان» مواضع دو پهلویی گرفته اند که اگر با تحریم گسترده مردم روبرو شدند، بتوانند بر موج این تحریم نیز سوار شوند ولی مضحک است که برخی نیز مردم را تشویق می کنند که در انتخابات شرکت کنند و به «اصلاح طلبان» رأی بدهند، وگرنه قدرت به دست محافظه کاران خواهد افتاد! تو گویی تا کنون قدرت در دست کس دیگری بوده است! حقیقت این است که نتیجه انتخابات برای هیچ کس اهمیت ندارد. پس چرا انتخابات مجلس هفتم مهم است و چرا پیشاپیش چنین جنجالی بر سر آن بر پا شده است؟
عمل سیاسی اهمیت انتخاباتی که قرار است اول اسفند ماه برگزار شود تنها و تنها در مشارکت مردم است. مبالغه نیست اگر بگوییم هیچ انتخاباتی در عمر جمهوری اسلامی تا این اندازه اهمیت نداشته است. مشارکت مردم نقطه مشترک منافع مجموعه حکومت اعم از «اصلاح طلب» و «محافظه کار» است زیرا مسئله بر سر مشروعیت نظام است. انتخابات مجلس هفتم تنها انتخاباتی است که جهان نیز بر روی آن حساسیت ویژه نشان می دهد. حکومت اسلامی که همواره به نتایج میلیونی انتخابات خود می نازید، نمی تواند به ناگهان مشارکت مردم را بی اهمیت جلوه دهد و مانند رفسنجانی با خونسردی بگوید: «برای ما 15 درصد رأی هم کافیست»! جالب اینجاست که مجموعه حکومت نیز با تأکید بر مشارکت مردم به طرز ابلهانه ای سرنوشت خود و مشروعیت اش را با انتخابات مجلس هفتم گره زده است! عدم مشارکت مردم در انتخابات شوراهای شهرها در اسفند ماه 1381 زنگ خطر را برای رژیم به صدا در آورد. درست است که «محافظه کاران» دلشان را به این خوش کردند که به این شوراها راه یافته اند ولی اگر تقسیم آرا به شکل دیگری هم می بود باز تغییری در اوضاع داده نمی شد. مجلس که مهمتر از شورای شهر است نتوانست تغییری به وجود آورد. نتیجه آنکه تمامی این نهادهای سیاسی به محل نان و آب کسانی تبدیل شده اند که به آنها راه یافته اند. انتخابات مجلس هفتم اما دامنه اش فراتر از مرزهای کشور می رود. اگر مردم در این انتخابات شرکت نکنند، برای جامعه جهانی به این معناست که مشروعیت رژیم قاطعانه به زیر پرسش کشیده شده و شرایط برای کمک به جنبش آزادیخواهی مردم که مخالفت خود را با عدم شرکت در انتخابات نشان داده اند، مساعد است. اما اگر مردم آنگونه که آرزوی زمامداران نظام است «مشارکت پرشور و فعال» در انتخابات داشته باشند، آنگاه از یکسو خود به دست خویشتن عمر رژیم را طولانیتر کرده و از سوی دیگر جنبش آزادیخواهی را از حمایت جامعه جهانی محروم می کنند. زیرا اگر جمهوری اسلامی خود برای انتخابات خودش ارزشی قائل نیست، جهان اما همین انتخابات نیم بند و فرمایشی را به رسمیت می شناسد. از اینجاست که انتخابات مجلس هفتم به رفراندوم تبدیل شده و اهمیتی فراتر از آنچه باید باشد می یابد. در عین حال این تبدیل تنها راه برگزاری رفراندوم در جمهوری اسلامیست! حال دیگر به مردم بستگی دارد که چه تصمیمی بگیرند. ابتدا باید به این پرسش پاسخ دهند که آیا زمامداران «بیسواد و بینوا و سفله»، بیکاری و گرانی و فساد و فحشا، سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام، بی آبرویی جهانی و تروریسم، و در یک کلام جمهوری اسلامی را می خواهند یا نه؟ اگر می خواهند، که باید بروند و در انتخابات شرکت کنند. اگر نه، که تکلیف معلوم است! در شرایطی که جهان نیز نه به نتیجه این انتخابات، بلکه به شرکت مردم در آن چشم دوخته، بهترین فرصت برای اپوزیسیون است که مهر خود را بر این انتخابات بکوبد و آن را به رفراندومی علیه نظام تبدیل کند. تبدیل انتخابات مجلس هفتم به رفراندوم یک کنش بسیار مؤثر سیاسی و شاید مهمترین عمل سیاسی اپوزیسیون باشد که رژیم را وادار به واکنش می کند. اعلام تحریم از سوی این یا آن گروه چنانکه تجربه ثابت کرده است، اصلا مهم نیست. اگر نیروهای متنوع اپوزیسیون، اعم از جمهوریخواه و مشروطه طلب، چپ و راست، در همین مدتی که حکومت اسلامی در ایران به تبلیغ و ترفند مشغول است، بتوانند یکبار، فقط یکبار هم که شده منافع و خصومت گروهی خود را کنار گذاشته و همگی با برهان و استدلال، و نه تشجیع و تحریک بی پایه، از طریق مطبوعات و رسانه ها به روشنگری پرداخته و از مردم بخواهند که با عدم شرکت در انتخابات مجلس هفتم آن را به رفراندوم تبدیل کنند و از این راه به تردید جامعه جهانی پایان داده و پشتیبانی آن را جلب نمایند، کاری سترگ انجام داده اند. 20 نوامبر 03
|
|
| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |