|
|
|
مقاله |
تحریم پرشور و فعال!الاهه بقراط
روز دهم دسامبر «جاناتان مان» ژورنالیست مشهور تلویزیون سی. ان. ان. پرونده «لیلا فتحی» دخترک یازده ساله را که پس از تجاوزسه مرد به قتل رسید، در گفتگو با شیرین عبادی مطرح کرد. «جاناتان مان» که 9 سال است با برندگان جایزه صلح به گفتگو می نشیند، با اطلاعات کافی مصاحبه را پیش برد و حتا گوشزد کرد که بانوی مدافع حقوق بشر و خانم مشاور رییس جمهور که شلخته وار از تهران بر صفحه تلویزیون ظاهر شد، طبق قوانین اسلامی بدون اجازه شوهرانشان «حق» مسافرت به خارج از کشور ندارند! اشاره به پرونده «لیلا فتحی» که یک سند انکارناپذیر در زمینه تناقض آشکار قانون جزای اسلامی با حقوق بشر است، اگرچه یک بار دیگر سبب شرمندگی ایرانیان در نگاه جهانیان گشت، لیکن ضعف بزرگ خطابه شیرین عبادی را جبران کرد که در آن حتا به حقوق تروریستها در گوانتانامو اشاره نمود، لیکن به روی خود نیاورد که خودش این جایزه را اصلا برای نقض حقوق بشر در ایران گرفته است! عبادی توضیح داد که قاتلان لیلا که خانواده اش برای پرداخت خونبها جهت انجام قصاص بی خان و مان گشتند، در دادرسی مجدد به استناد «قوانین اسلامی» بیگناه تشخیص داده شدند. این پرونده به تنهایی شامل آدم ربایی، تجاوز، قتل، قصاص، دیه و خونبهاست و جالب اینجاست که هم جرایم و هم مجازات آنها بر اساس اصول حقوق بشر، همگی جنایت به شمار می روند! اینکه وکلای مدافع حقوق بشر این تناقض را هنگامی که مجبور به پذیرفتن و استناد به قوانین جزایی اسلامی هستند، چگونه حل می کنند، موضوعی است که شاید بعدها بتوانند توضیح دهند! اکنون اما مسئله این است که چگونه می توان از مردمی که حقوق انسانیشان کاملا «قانونی» و «شرعی» زیر پا نهاده می شود، خواست که بروند در انتخاباتی شرکت کنند که تجربه ثابت کرده است پیامدی جز ادامه بی حقوقی نخواهد داشت!
«سیاستمداران» حقیرهمان کسانی که چند ماه پیش تهدید به خروج از «حاکمیت» و «تحریم انتخابات» می کردند، دوان دوان رفتند و در انتخابات مجلس ثبت نام نمودند. آن کسانی هم که پایه های حکومت اسلامی را مستحکم کردند و دولت موقتشان بدون آنکه خوش بدرخشد، دولت مستعجل شد، یک بار دیگر به یاری نظام شتافته و شتابان برای ثبت نام رفتند. چرا؟ مگر چه تغییری روی داده است؟! مگر کدامیک از خواستهای آنان مثل اصلاح قانون انتخابات، لغو نظارت استصوابی و برگزاری «انتخابات آزاد» تحقق یافته که اینان حتا ادعاهای خویش را نیز نادیده گرفتند؟! شاید همه این افراد احساس می کنند که کشور در این «شرایط حساس و بحرانی» به وجود بی بدیل آنان، آن هم حتما به شکل نمایندگی مجلس اسلامی، نیاز دارد! پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هنگامی که موج سرکوب نیروهای دگراندیش شروع شد، توده ایها می گفتند تا زمانی که «حزب توده ایران» آزاد است، پس آزادی هست! هنگامی که موج توقیف مطبوعات دگراندیش آغاز گشت، توده ایها می گفتند تا زمانی که روزنامه «مردم» منتشر می شود، پس آزادی مطبوعات هست! بر بستر همین «آزادی» بود که رهبران توده ای از سیمای جمهوری اسلامی سر در آورده و به انکار خویشتن پرداختند! اینک نیز «اصلاح طلبان» حزبی و غیر حزبی و نیروهای «ملی خط تیره مذهبی» بر این گمانند که اگر «صلاحیت» آنان توسط یک دوجین آخوند و آخوندمنش در شورای نگهبان رد نشود، پس انتخابات «آزاد» است! به راستی که صحنه سیاست در جمهوری اسلامی چقدر حقیر و متبذل است! چقدر به ریا و تزویر آلوده است. چقدر سرسپرده و فاسد و دریوزه است!
قبیله مشترکدر جمهوری اسلامی هرگز بر سر یک موضوع سیاسی این اندازه بحث در نگرفته و همزمان اینقدر یاوه سرایی نشده است. از تهدیدهای ریاکارانه و پوچ مانند «خروج از حاکمیت» گرفته تا نظرات مضحکی مانند «رد صلاحیت کاندیداها نقض حقوق بشر است!». در نظامی که ساختار سیاسی و حقوقی آن بر نقض حقوق بشر قرار گرفته، «رد صلاحیت» نامزدهایی را که همگی نهایتا از «خودیها» هستند «نقض حقوق بشر» شمردن، اگر شوخی نباشد یا تزویر است و یا ساده لوحی محض! سخنانی چون «در برابر رد صلاحیتهای گسترده سکوت نخواهد شد» نیز در همین ردیف هستند. باید پرسید: خانمها و آقایان، اگر رد صلاحیتها «گسترده» نباشد و «محدود» باشد آیا بر آن گردن خواهید گذاشت؟! اگر «محدود» باشد، دیگر «نقض حقوق بشر» نیست؟! اگر صلاحیت کاندیداهای شما را رد نکردند، آیا حقوق بشر تحقق یافته است؟! و مهمتر از همه: آیا اگر همه کاندیداهای شما از صافی شورای نگهبان رد شوند، آیا به این معنی است که انتخابات آزاد است؟! آخر مگر آزادی یعنی فقط آزادی شما؟! مگر تحقق حقوق بشر یعنی رد نشدن صلاحیت شما و یارانتان در انتخابات مجلس؟! پیامبر نباید بود تا پیش بینی کرد که مشارکت مردم در انتخابات «فعال و پر شور» نخواهد بود و قدرت نیز با هر ترکیبی که مجلس داشته باشد در دست همان گروهی باقی خواهد ماند که همواره بوده است! هوش زیاد هم لازم نیست تا دریافت که هیچ تبلیغ و ترفندی نمی تواند سطح مشارکت مردم را به شکلی بنیادین تغییر دهد، مگر آنکه معجزه ای رخ دهد! آنچه ما می دانیم، آنهایی که منافعشان در این انتخابات نهفته است، بسیار بهتر از ما می دانند! پس این همه هیاهو بر سر چیست؟! حقیقت این است که در پشت صحنه توافقی بر سر «پروژه انتخابات» صورت گرفته است. توافق و سازش در سیاست اهمیت حیاتی دارد. این اهمیت را دو گروه رقیب که «حیات» آنها در خطر قرار گرفته به خوبی درک کرده اند. در جنگ قدرت، همواره «توافق» بهتر از مقابله است زیرا «مقابله» سبب می شود که «قدرت» سریعتر از دست طرفین خارج گردد. رژیم بر اساس همین توافق می خواهد معرکه انتخابات را گرم کند. ولی با مؤتلفه ایها و امثال عسگراولادی که نمی توان نمایش انتخابات را گرم کرد! چه کسی بهتر از «اصلاح طلبان» و نیروهای «ملی خط تیره مذهبی»؟! به اسامی نامزدها نگاه کنید! مشهورترین آنان کیانند؟ از «راست افراطی» گرفته تا «اصلاح طلب» حزبی و غیر حزبی، همگی کسانی هستند که در شکل گیری، استحکام و بقای حکومت مطلقه ولایت فقیه نقش اساسی داشته و سود آنان در ادامه آنست. البته قابل درک است که اینان از «نظام» خود دفاع کنند و خواهان بقای آن باشند. اما دیگر حق ندارند از مردم بخواهند که باور کنند انتخابات «آزاد» است و معیار «آزاد بودن» انتخابات هم این است که صلاحیت این افراد تأیید شود! آیا این توهین به ایرانیان نیست که 25 سال آزگار همواره همین اسامی و همین چهره های تکراری را می خوانند و می بینند که تازه اول باید از سوی یک دوجین ملا «انتصاب» و بعد توسط مردم «انتخاب» گردند؟! اگر خاندانهای محترم «محافظه کار» و «اصلاح طلب» می توانستند کشورداری کنند، امروز مجبور نبودند دست به دست هم داده و برای نجات «قبیله» خود معرکه بگیرند! مگر نه این است که علاوه بر منافع مشترک سیاسی و اقتصادی، پیوندهای نسبی و سببی و «ازدواجهای درون گروهی» از طرفین یک «قبیله» با منافع مشترک خانوادگی نیز ساخته است؟! طرفداران عدم شرکت در انتخابات برای عمل خود دهها دلیل دارند. این رژیم و حامیان آن در داخل و خارج کشور هستند که مذبوحانه تلاش می کنند تا برای شرکت مردم در انتخابات دلیل بیابند! طبیعی است که رژیم نمی تواند به مردم بگوید: اگر شما در انتخابات شرکت نکنید، مشروعیت ما بر باد می رود! ولی «دلایل» یاوه ای چون «افتادن قدرت به دست محافظه کاران» و «خطر مداخله خارجی» و «خطر جنگ داخلی» و غیره حتا خود رژیم را نیز قانع نمی کند، چه برسد به مردم! به همین دلیل رژیم و حامیانش باید به مردم توضیح دهند که چرا می خواهند مردم «پر شور و فعال» به پای صندوقهای رأی بروند؟! که عمر جمهوری اسلامی طولانی شود؟! آخر چرا؟! چه فایده ای برای مردم دارد؟! در جوامع آزاد، مردم در انتخابات شرکت می کنند تا منافعشان تأمین و تضمین شود. هرگز کسی به پای صندوق رأی نمی رود تا این گروه را بر آن گروه پیروز گرداند! هرگز کسی رأی نمی دهد تا چها ر سال دیگر شاهد بحثهای فرساینده و حواله قانون از مجلس به شورای نگهبان و برعکس باشد! هرگز کسی رأی نمی دهد تا حقوقش از او سلب شود! این حقایق را مردم فهمیده اند. از همین روست که هر روز بر شمار ترفندهای «قبیله حاکم» افزوده می شود: زنان به ناگهان «فرهیخته» شده و «فمینیستها» نیز ارج و قرب می یابند! حتا از آنان خواسته میشود که «لیست جداگانه» ارائه کنند! «جوانان» به ناگهان عزیز شده و و از آنان نیز خواسته میشود که خود را کاندید کنند! به سراغ چهره های هنری و ورزشی و ادبی نیز رفتند! بعد از ثبت نام، نوبت ترفندهای تازه برای «مشارکت پرشور و فعال» رسید: برخی توصیه می کنند که باید «هشیار» بود و نباید در تصمیم گیری برای تحریم یا مشارکت «عجله» کرد! چرا؟ زیرا باید معلوم شود چند عدد «اصلاح طلب» توسط آخوندها تأیید میشوند! برخی دیگر مزورانه به این فکر افتادند که حضور مردم را با ترفند «رأی سفید» تأمین کنند! ولی کدام ابله است که نداند دادن «رأی سفید» یعنی «شرکت پرشور و فعال» در انتخابات؟! اصلا به سود رژیم است که همه بروند «رأی سفید» بدهند! چرا؟ زیرا رژیم نه تنها هرگز رأیهای سفید را نمی شمارد، بلکه به بهترین شکل می تواند از آن هم برای تقلب انتخاباتی و هم برای استفاده تبلیغاتی از «مشارکت پرشور و فعال» مردم استفاده کند! عده ای نیز به این فکر بدیع رسیده اند که مردم نباید «منفعل» بمانند و در همین دو ماه باید برای «انتخابات آزاد» مبارزه کرده و بعد هم با شرکت در انتخابات آن را به رفراندوم تبدیل کنند! چگونه؟! اصلا برای آنها مهم نیست! مهم «حضور» مردم در نمایش انتخابات است! هرچه به اول اسفند نزدیک می شویم، بر شمار و تنوع ترفندها نیز افزوده می شود. حقیقت اما این است که رژیم و حامیان آن در داخل و خارج کشور به رأی و نظر مردم نیازی ندارند. آنها در واقع «مشارکت» مردم را نیز نمی خواهند، بلکه تنها «حضور» آنان را آرزو می کنند! از همین روست که باید با مشارکت پر شور و فعال آنان را از این «حضور» محروم ساخت! چرا؟ زیرا اگر برای «حضور پرشور و فعال» مردم در انتخابات هیچ دلیلی وجود ندارد، ولی برای «تحریم پرشور و فعال» دهها دلیل وجود دارد که مهمترین آن چنین است: در این رژیم رأی مردم حرف آخر را نمی زند حتا اگر چهل میلیون باشد! در چنین رژیمی «رأی ندادن» است که نه تنها می تواند حرف بزند، بلکه در شرایط معینی حتا می تواند حرف آخر را بزند! 08 ژانویه 04
|
|
| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |